نظافتچی در برابر باستان شناس

چیدمان با اشیاء حاضر آماده | یزد | ایران 

ابعاد چیدمان: ۱۶ در ۴ متر، با ارتفاع حداکثر ۱٫۴ متر.

وقتی وارد سالن اصلی کارخانه شدم، متوجه اشیا مختلفی شدم که در عکس‌های نگار فرجیانی از آنجا، به این شکل ثبت نشده بودند. می‌دانستم که می‌خواهم در سالنِ اصلی کارخانه کار کنم، عکس‌های قدیمی‌ای که پیش‌تر در دفترِ کارخانه دیده بودم، نظرم را جلب کرده بودند. قصد داشتم با یک دستگاه ویدئو پروژکتور، نماهایی از وضعیت قدیمِ کارخانه را روی فضای فعلی‌اش پخش کنم و از نو فیلم بگیرم. فکر هر چیزی را کرده بودم، به‌غیراز فعالیتِ بدنی. اما همین‌طور که راه می‌رفتم و به کارم فکر می‌کردم، آرام‌آرام شروع کردم به جمع‌کردن اشیا روی زمین، اول با کفش بعد با دست. یک جارو و بیل هم پیدا کردم، به همراه یک جفت دستکش و یک ماسکِ کاغذی نو برای در امان ماندن از گردوخاک. بعضی از قطعات فایبرگلاس و فلزی را با کمکِ دوستان به یک منطقه طناب‌کشی‌شده منتقل کردیم. نتیجه مثلثی شد که طولِ ضلع بزرگِ آن به ۱۶ متر می‌رسید، اما در پرسپکتیو مستطیلی را می‌مانست که پر از اشیا به‌جامانده از دورانِ فعالیتِ کارخانه است: دوک‌های نخ خالی، توده‌های رنگی پشم، تسمه‌ها و تکه‌های پلاستیکی شکسته، بست‌های فلزی، خرده‌شیشه، کاه … .

خط دور این ناحیه را با آب‌وجارو کردن مشخص کردم، برشی شد که برای من به یک منطقه اکتشافی باستان‌شناسی شبیه بود، با آن می‌شد به نحوه زیست و کیفیتِ انسانی‌هایی پی برد که روزگاری اینجا کار و زندگی می‌کردند. می‌توانستی بفهمی چرا این کارخانه خود را این‌قدر نزدیک و این‌قدر دور به ما نشان می‌دهد، انگاری در زمانی نامعلوم منجمد شده باشد.

بعدازظهر آن روز به بازار رفتم و سفره‌های پلاستیکی و تعدادی گیره‌ی لباس خریدم. انتهای این چیدمان به تلی از خاک می‌رسید که برای پر کردن چاله‌ای انباشته بودند که یکی از دستگاه‌های پشم‌ریسی آنجا قرار داشت. با دیرک‌های چوبی که در گوشه‌ی دیگر کارخانه پیدا کرده بودم و گیره‌ها و سفره شفاف پلاستیکی (تنها وسایلی که از بیرونِ کارخانه به آنجا آمده بود) آنجا را به یک منطقه فرضی باستان‌شناسی تبدیل کردم. انگار همه‌ی اشیائی که به شکلی منظم بر روی این مثلثِ فرضی چیده شده بودند، از کاوشی باستان‌شناسانه به‌دست‌آمده باشد. این چیدمان با تغییراتی که دست انسان و طبیعت ممکن است بر آن اعمال کرده باشد، هنوز هم پابرجاست و این احتمال می‌رود که همراه با اسکلت ساختمان روزی در هم فرو بریزد.
امیرعلی قاسمی

CLEANER VS ARCHAEOLOGIST |

“Cleaner VS Archaeologist” | Site specific installation | An abandoned wool factory in Yazd | from “Factory Garden” Project | Destination Known | Curated by Negar Farajiani | Feb 2011